تبلیغات
موسسه مطالعاتی و تحقیقاتی توان طب شرقی (جزیره زیبای قشم ) - ناپدید شدن زگیل با هومیوپاتی
شنبه 20 تیر 1394

ناپدید شدن زگیل با هومیوپاتی

• نوشته شده توسط: رضا شکوری

ناپدید شدن زگیل با هومیوپاتی

این مورد نشان میدهد که هومیوپاتی انچنان با سرعت عمل می کند که باعث ارمغان شادی به بیمار می شود.یک دختربچه 7 ساله کمی چاق ، با موهای بور بلند ،دندانهای فاصله دار و لب های  کلفت و...

در 13 فوریه 2007 این دختربچه درحالیکه بین لب فوقانی و بینی و نیز در اطراف دهان زگیل داشت مراجعه نمود .اسکلرا بسیار کبود بود .وقتی از او سوالی می شد ابتدا عمیقا به سوال فکر می کرد و تمرکز داشت و سپس پاسخ می داد.واکسیناسیون وی کامل و بدون هرگونه عوارض جانبی بود.

زگیل در ابتدا از دستانش در سن 4 سالگی شروع شد و از 9-10 ماه پیش بر روی صورت گسترش یافت . زگیلهای پشت دستانش اغلب برآمده ،به رنگ گوشت و منظره خشک بودند.و بعضی از آنها به هم پیوسته  بودند . تعدادی از آنها بر روی انگشتان و یکی نیز در زیر ناخن رشد کرده بود.زگیل های صورت برآمدگی های شبیه هشت پا ( اختاپوس ) بودند (filiform warts )اینها شبیه زوائد پوستی بسیار بزرگ بودند.مادر بیمارتنها چیزی که در مورد زگیلهای مرده انجام می دادو موفق بود این بود که مشما بر روی این زگیل ها می گذاشت تا اکسیژن از آنها خارج شود!این بیمار از نیترات نقره ، درخت چای ، پوست موز ، wartner و یک داروی گیاهی که به نظر می رسید تویای 6 باشد بمدت 3 هفته استفاده کرده بود.پزشکان سعی کرده بودند که یک زگیل را فریز کنند که با درد شدید  همراه بوداین بیمار 3 زگیل نیز در قسمت راست سینه داشت.

 درگذشته زگیل گل کلمی داشت که در عرض 2 هفته به طور خودبخودی بهبود یافت اومدرسه را دوست دارد و موضوع مورد علاقه وی ادبیات  است .دوست دارد در مورد افسانه های یونان ، مطلب بنویسد. او بیش از همه هرکولس را دوست دارد چون اومتفاوت است و نیز 12 خان او و جنگیدن او با شیر بادستان خالی را دوست دارد. از برنامه های تلویزیونی ، اسپانج باب را که سرگرم کننده است دوست دارد.تصوری که نسبت به خود دارد این است که دوست داشتنی ، بامزه و مهربان است . مادرش می گوید که او صادق ، حساس ، افسرده و متفکر ،مهربان ،سخاوتمند و نگران است . از دیدن ناراحتی دیگران ، ناراحت می شود. او خیال پرداز است .خیالپردازی در مورد دوستان  و خانواده و مهمانی . او مهمانی را ازاین جهت که مانع نگرانی می شود ،دوست دارد. وقتی از او در مورد کار در خانه کمک می خواستندد " نه " نمی گفت ولی در عین حال آدم تمیزی نیست. ترس های او شامل ترس از عنکبوت ، رفتن به خانه ارواح ، از تاریکی ( دوست نداشت در شب درب اتاقش بسته باشد) و ترس از افتادن اتفاق برای کسانی که او می شناخت، است.

علائق غذائی اش پاستا با سس سیب زمینی ، غذاهای خوشبو، غذاهای تند و پرتقال و آب پرتقال است .از قارچ و بروکلی متنفر است. او تشنه است. معمولا عصبانی نمی شود و اگر بشود نسبت به برادر کوچکتر و نیز به یک اسباب بازی است . اگر زمین
بخورد در خود فرو می رفت. وقتی گریه می کند دوست دارد بغل شود.از نظر بیماری ها ، سابقه آبله مرغان ، تب 3 تا 4 بار در سال که در انتهای شب رخ می دد . سال پیش به خاطر استفراغ شدید و ضایعات بنفش و درد گردن یک شب در بیمارستان بستری بود.به وی گفته شد که التهاب واژن دارد که مادرش قانع نشد!!!

او مواردی از التهاب مثانه داشت که خیلی سریع با نوشیدن آب کرنبری ( قره قاط) و مقادیر فراوان آب برطرف می شد.به تئاتر و کلاس باله می رود..سرمائی است .از طوفان نمی ترسد. جمع دوست.با سروصدای ناگهانی ، از جا می پرد.از جروبحث و جدل

می پرهیزد.و صلح دوست است.

خواب دیدن : خواب آدم موطلائی و ژیباروئی که عاشق هیولا می شوددر حالیکه در باغ بازی می کنند یا به پیک نیک می روند.

دو آرزوی وی : تربیت سگ ها برای داشتن باغی زیباتر، تمیز بودن

در مورد تولد: 3 روز پستان گرفت.مادرش وقتی باردار بود زگیلی برروی انگشتش بود که پس از زایمان از بین رفت.بارداری برای والدین غیرمنتظره بود ولی آنرا پذیرفته و از این بابت خوشحال بودند.

در 9 ماهگی کم کم شروع به گفتن واژه ها کرد، در 13 ماهگی راه رفت و در 14 ماهگی دندان در آورد.

به خواب رفتن وی 2 ساعت طول می کشید.

 

 

تاریخچه پزشکی خانواده:

در پدر ، روده تحریک پذیر – در پدر بزرگ ، فشارخون و ترس از مکانهای شلوغ- در عمه سرطان روده

تجزیه تحلیل مورد:

من بعنوان درمانگر وقتی مشخصات داروی کاستیکوم را از روی کتاب " طرح هومیوپاتیک برای  انواع کودکان "  برای مادر بیمار می خواندم ، بسیارتحت تاثیر قرار گرفت و گفت این داروی درستی است .پس من  تصمیم گرفتم که با این دارو ، درمان را شروع کنم. آنچه برای من بسیار اهمیت داشت زگیل انگشت در مادر باردار بود که پس از حاملگی برطرف شده بود. من همچنین به داروی کارسینوسین فکر می کردم به سه دلیل: صلبیه کبود، سابقه خانوادگی سرطان و به خاطر توضیحاتی که مادر در مورد فرزندش داده بود.

تجویز:

داروی کاستیکوم 30 ،در سه وعده درطی 24 ساعت تجویز کردم .به این دلیل در سه وعده دادم که احتمال خنثی شدن دارو بواسطه غذا ، خمیر دندان و... از بین برود.

 پی گیری :

در 40 روز بعد از مراجعه اول ملاحظه شد که زگیل ها بسرعت  در حال محو شدن بودند.و مادر و فرزند هیجان زده شده بودند.

از زگیل بزرگ و بد منظره خبری نبود. 2 زگیلی باقی مانده بود که البته اندازه اش نصف اندازه قبل از مراجعه بود.زگیل دست صافتر و کوچکتر شده بود.زگیل پلک کوچک شده بود و آن یکی که شبیه زائده پوستی بود همچنان باقی بود.

مادر اشاره کرد که فرزندش گریه ای تر شده است .یک اسهال حاد در هفته قبل از برادرش گرفت که زیاد طولانی نشد و درمان نیز نگردید.زمان دوام اسهال در برادرش دو برابر وی بود.

این دختر اشاره کرد که از ریاضی خوشش نمی آید و وقتی او با بچه ها بازی لوتو می کند و و بقیه بچه ها جواب می دهند و او نمی تواند ، ناراحت می شود.مادر هم اشاره می کند که درکلاس بخاطر جنجال  زیاد ، این بچه رخسارش سفید شده و شروع به گریه

 می کند.مادر به خاطر این رفتار بچه، نگران حملات پانیک ( اضطراب ) بود چون حس می کرد که این رفتار شبیه رفتار خواهرش است که دچار حملات پانیک می شود.

التهاب مثانه نداشت . هنوز لب ها خشک بود .تشنگی نداشت

با توجه به مسائل فوق مشخص می گردد داروی کاستیکوم خیلی خوب اثر کرده است .من تصمیم گرفتم این دارو را تکرار کنم بدلیل اینکه اولا یک بیماری حاد گرفت و ثانیا  مادرش گفت که زگیل های باقیمانده هیچگونه تغییری نکرده اند.پس یک دوز از کاستیکوم 30 تجویز شد.

مراجعه بعدی 40 روز بعد بود . صورت به طور شگفت انگیزی پاک بود.یک زگیل هنوز برروی پلک بود.باقیمانده زگیل زیر بینی در حال نمایان شدن بود .زگیلهای دست  تقریبا به طور کامل رفته بود و زگیل کنار ناخن هم محو شده بود.چند هفته پیش یک زگیل کوچک در پلک پائین ظهور کرده بود ولی اکنون کاملا کوچکتر شده بود.مادرش گفت که دارو در این در این دوره تغییرات بسیار بهتری ایجاد کرده است.و گفت او شادتر است و مشکلاتی که در درس ریاضی داشت در حال حاضر ندارد.و حتی در این درس ستاره هم گرفته .او در شنا اعتماد به نفس داردو گریه نکرده و به خود باور پیدا کرده است .و خشکی لب وی بهبود دااشته .

در این ویزیت به نظر می رسد که مطابق با قانون هرینگ چون زگیل ها از دست شروع شده بود و سپس به جاهای دیگر گسترش پیدا کرده بود بنابراین ابتدا زگیل های صورت بهبود پیدا کرد و در انتها زگیل های دست .مادر ش حس می کرد که هنوز هم دارو دارداثر می کند. بنابراین در این مرحله دارو را تکرار نکردم ولی در عین حال به وی گفتم اگر زگیلی مشاهده نمود خبر دهد.

نظرات() 



micahtonai.blog.fc2.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 09:01 ب.ظ
Greetings from Carolina! I'm bored to death at work so I decided to check out your site on my iphone during lunch break.

I love the knowledge you provide here and can't wait to take a look when I
get home. I'm surprised at how quick your blog loaded on my
mobile .. I'm not even using WIFI, just 3G ..
Anyways, very good site!
http://plaza.rakuten.co.jp/
شنبه 14 مرداد 1396 04:43 ب.ظ
Woah! I'm really enjoying the template/theme of this website.
It's simple, yet effective. A lot of times it's difficult to get that "perfect balance" between superb usability and appearance.
I must say that you've done a great job with this.

Also, the blog loads very quick for me on Firefox. Outstanding Blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر